دانشجوی گروه علوم باغبانی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، امسال از جمله جوانترین شاعرانی بود که در محفل رهبری غزل خواند.


به گزارش روابط عمومی دانشگاه، رضا صالحی دانشجوی خوش ذوق گروه علوم باغبانی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری امسال از جمله جوانترین شاعرانی بود که در محفل رهبری غزل خواند.
در شب ولادت باسعادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام) جمعی از استادان زبان و ادب پارسی و شاعران جوان و پیشکسوت با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار با تحسین پیشرفت شاعران جوان در آراستن لفظی و معنایی اشعار، شعر فارسی را در طول تاریخ، شعری «عفیف و محجوب» دانستند و تأکید کردند: بکوشید این عفت و پاکی همچنان در شعر فارسی محفوظ و پایدار بماند.
ایشان گفتمانسازی و جریانسازی درخصوص مسائلی همچون «عدالت، مقاومت و ترویج فضائل اخلاقی» را از دیگر رسالتهای شاعران برشمردند و افزودند: شعر فارسی همواره مملو از حکمت و اخلاق، و در تولید و تعمیق اندیشه و امید، نقشآفرین بوده است که باید این روحیه و حالت در شعر امروز نیز برجسته و درخشان باشد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاشها و سرمایهگذاریهای مخالفان انقلاب برای منحرف ساختن شعر و سوق دادن آن به مسائلی همچون «سطحینگری در اندیشه، لاابالیگری در عمل، وادادگی در سیاست و بیتفاوتی در مواجهه با دشمن» تأکید کردند: در مقابل این تلاشها، باید «حکمت، جدیت و کوشش و انضباط در عمل، ژرفنگری در اندیشه، استحکام هویت و مجاهدت در مقابل دشمن» در اشعار برجسته شود.
ایشان همچنین سرود و ترانهی خوب را در ایجاد نشاط و حرکتهای اجتماعیِ مفید، بسیار اثرگذار دانستند و خاطرنشان کردند: باید از فرصت علاقهمندی مردم به شعر در جهت انتقال مفاهیم مورد نیاز جامعه به بهترین شکل استفاده کرد.
در این دیدار، ۳۱ نفر از شاعران، اشعار خود را در حضور رهبر انقلاب اسلامی قرائت کردند.
همچنین پیش از مراسم، شاعران از نزدیک با حضرت آیتالله خامنهای گفتوگو و آثار خود را به ایشان تقدیم کردند.
غزلی که شاعر جوان دانشگاه در محضر رهبر انقلاب خواند؛
گر نباشد عشق، دنیا جای تنگی بیش نیست
بیستون بیتیشه فرهاد، سنگی بیش نیست
چرخ این نه آسیا از اشک ما در گردش است
بعد عشاق این جهان جز آب و رنگی بیش نیست
هر قدم سنگ عدم افتاده پیش پای ما
در مسیر زندگی، تیمور، لنگی بیش نیست
یوسف از دامان پاکش طعم زندان را چشید
کام یونس از جهان کام نهنگی بیش نیست
پیرهن چون پاره شد بویش به کنعان میرسد
غنچه قبل از وا شدن زندان رنگی بیش نیست
چشم وا کردیم و عمر آمد به سر همچون حباب
از نبودن تا فنا دنیا درنگی بیش نیست


(3 نظر, متوسط: 3,67 از 5)